::.پایگاه فرهنگی مذهبی صلات.::
 
 پنج شنبه  5/5/1396   اَللّهُمَ كُنْ لِوَليّك َالْحُجَّة ابْن الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ علی آبائِه فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كلِّ ساعَة ولياً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناًحتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَ تُمَتّعهُ فِيها طَويلاً    
از كدام آيه قرآن كريم، حكم وجوب نماز استفاده مى شود؟ به چه نحو مى توان از حكم وجوب نماز آگاهى يافت؟

خداوند در آيه هاى مختلف قرآن، بر وجوب نماز تصريح فرموده: (و أقيموا الصّلوة و ءاتوا الزكوة و أطيعوا الرسول لعلّكم ترحمون)[1]; و نماز را به پا داريد و زكات بدهيد و پيامبر ]خدا [را فرمان بريد، تا در رحمت قرار گيريد. «اقيموا» صيغه امر است و امر نيز بر وجوب دلالت مى كند و نيز مى فرمايد: (إِنَّ الصَّلَوةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَـبًا مَّوْقُوتًا)[2]; ... همانا نماز بر مؤمنان، در اوقات معين مقرر شده است.

    درباره علت وجوب نماز هم، مطالبى در روايات اسلامى آمده است; از جمله امام رضا(عليه السلام) فرمود: علت تشريع نماز، توجه و اقرار به ربوبيّت پروردگار و مبارزه با شرك و بت پرستى و قيام در پيشگاه پروردگار در نهايت خضوع و تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از گناهان گذشته و نهادن پيشانى بر زمين همه روز براى تعظيم خداوند است و نيز اين كه انسان همواره هوشيار و متذكر باشد كه گرد و غبار فراموشى بر دل او ننشيند و مغرور نشود. خاشع و خاضع باشد، ... و همين توجه به خداوند متعال و قيام در برابر او، انسان را از گناهان باز مى دارد و از انواع فساد جلوگيرى مى كند.[3]
[1]. نور،آيه56.
[2]. نساء،آيه103.
[3]. شيخ حرعاملى، وسايل الشيعه، ج4، ص8 و 9.


چرا بايد از خدا تشكر و قدردانى كنيم؟ در حالى كه نه در دنيا آمدن خود و نه در مرگ خود نقشى نداريم و ناخواسته به دنيايى آمده ايم كه هيچ كدام از چيزهايى كه در آن است به انتخاب و ميل ما نبوده و نيست، پس عبادت مانند نماز كه يك تشكر و قدردانى از خداست براى چيست؟

در پاسخ توجه به چند نكته ضرورى است: الف) اصل آفرينش موجودات ـ و از جمله انسان ها ـ خير محض است و در چيزى كه خير محض باشد و هيچ شرّى در آن تصور نشود، بحث از جلب رضايت و عدم آن بيهوده است.[1] هيچ موجودى به اختيار خود در اين عالم پا به عرصه وجود نگذاشته است و اساساً خداوند براى آنچه انجام مى دهد هرگز بازخواست و بازپرسى نمى شود: (لا يسئل عما يفعل...)[2]

    ب) هر چند انسان، بدون اختيار خود به اين جهان آمده است، امّا خداوند متعال بر اساس نظم امور، درنهاد و جوهر انسان، گوهرى به نام «آزادى در انتخاب راه» قرار داده است; يعنى خداوند، نظام جهان آفرينش را طورى مقرر داشته كه به اختيار انسان، منتهى مى شود; همان اختيار كه آدمى با آن مى تواند راه سعادت و صراط ايمان و طاعت را طى كند و يا به وسيله آن، طريق كفر و معصيت را دنبال نمايد.[76] از همين رو، قرآن كريم مى فرمايد: (إِنَّا خَلَقْنَا الاِْنسَـنَ مِن نُّطْفَة أَمْشَاج نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَـهُ سَمِيعًا بَصِيرًا * إِنَّا هَدَيْنَـهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا) [3]; ما انسان را از نطفه مختلفى آفريديم و او را مى آزماييم، ]بدين جهت[ او را شنوا و بينا قرار داديم. ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد ]و پذيرا گردد[ يا ناسپاسى كند.
[1]. ر.ك: همان، كشف المراد، ص320.
[2]. انبياء، آيه23.
[3]. ر.ك: علامه طباطبائى، الميزان، ج3، ص14، ناصر مكارم شيرازى و ديگران، همان، ج13، ص375.


با اين كه خدا به نماز ما احتياجى ندارد، چرا از ما خواسته است كه نماز بخوانيم و بر اين امر تأكيد فراوانى كرده است؟

  [2]. ر.ك: ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج16، ص289ـ294.

  خداى متعال از همه عالميان بى نياز است (سوره ابراهيم آيه 8) و همه به او نيازمندند (سوره فاطر آيه 15); خدا هيچ گونه احتياجى به ما و اعمال ما ندارد. علّتِ اهميّت يك عبادت مانند نماز هرگز، به نياز خدا بازنمى گردد، بلكه به خواص و آثارى است كه آن عمل در حيات انسان دارد.
    نماز لطف و رحمتى از سوى پروردگار به انسان هاست، تا به كمال و سعادت اخروى برسند و از آن جا كه پروردگار عالميان مى داند چه چيز براى انسان مفيد است و سعادت اخروى او را تأمين مى كند و چه چيز زبان بار و نابود كننده اوست، او را به انجام واجبات و ترك محرمات مكلف كرده است.
    خداوند مى داند كه اگر انسان را به حال خود واگذارد، نه تنها به آن منافع و مصالح عظيم دست رسى پيدا نكرده، به كمال و سعادت اخروى نمى رسد، بلكه خود را به ذلت و پستى مى كشاند; مانند كودكى كه پزشك براى بهبودى حال او دارويى را تجويز مى كند و ممكن است كودك به سبب ندانستن مصلحت خويش، آن داروى تلخ را نخورد، امّا پزشك و يا پدر او مى داند كه حيات كودك بستگى به اين دارو دارد، لذا به اجبار دارو را به كودك مى خورانند. در واقع پزشك، خوراندن دارو را به كودك بيمار، واجب و ضرورى مى داند.[1]
    خداوند مهربان مى فرمايد: نماز را بر پا دار تا به ياد من باشى (طه، آيه14). و هر كس به ياد خدا باشد، دلش آرام و مطمئن مى شود (رعد، آيه28) و نيزمى فرمايد: هر كه از ياد من روى برگرداند، در حقيقت، زندگى سختى خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا محشور مى كنيم. (طه، آيه124) نماز باعث مى شود كه انسان به گناه آلوده نشود وعامل باز دارنده مهمى در جلوگيرى از بدى هاست، زيرا همانا نماز انسان را از فحشا ]كارهاى بد[ و زشتى ها باز مى دارد. (عنكبوت، آيه45)[2]
[1]. ر.ك: علامه حلى، كشف المراد، ص249 ـ 250.

 


چرا در موارد متعددى در قرآن كريم نماز و زكات در كنار يك ديگر مطرح شده است؟

واژه صلاة و مشتقات آن 26 مرتبه در قرآن با واژه زكات همراه است. آمدن «زكات» در كنار «صلاة» نشان آن است كه رابطه با خداوند متعال از طريق نماز حاصل بوده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زكات برقرار مى شود. همراهى اين دو به جهت اهميت ويژه آنهاست، زيرا نماز در آيات قرآن كريم و روايات اسلامى از جايگاه خاصى برخوردار است و زكات نيز در دين اسلام در بعد اقتصادى و اجتماعى و... بسيار اهميت دارد و ذكر زكات در كنار نماز نشانه جامعيت اسلام و همه جانبه نگرى دين مقدس اسلام است.[1]

[1]. ر.ك: محسن قرائتى، تفسير نور، ج1، ص116; اكبر هاشمى رفسنجانى و گروهى از محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن، تفسير راهنما، ج 1، ص 130; ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج1، ص209.


فلسفه نماز در قرآن و اسلام چيست؟

عبادت، وسيله تكامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمايى است كه ما را به كمال مى رساند; مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر مى كنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مى خواهند و اين امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نيازى ندارند.

آيات و روايات، فلسفه و حكمت تشريع نماز را بيان كرده اند:
    1. ياد خدا: (وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى )[1]; نماز را برپا دار تا به ياد من باشى.
    2. بازداشتن از گناه و زشتى ها: (إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَر)[2]; همانا نماز ]انسان را در دنيا [از زشتى ها و گناه باز مى دارد.
 3. پاكيزگى روح: (...إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ مَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ ى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ )[3]; ... ]تو[ تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مى ترسند و نماز برپا مى دارند، هشدار مى دهى و كسى پاكيزگى جويد تنها براى خود پاكيزگى مى جويد، و فرجام ]كارها[ به سوى خداست.
                          
    4. يارى جستن از نماز در مسير تكامل: (وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَـشِعِينَ )[4]; از شكيبايى و نماز يارى جوييد، و به راستى اين كار گران است، مگر بر فروتنان.
    5. پاك شدن از كبر و غرور; حضرت فاطمة(عليها السلام) مى فرمايد: (...و الصلاة تنزيهاً من الكبر...;[5]...خداوند نماز را واجب كرد تا مردم از كبر و غرور پاك شوند... .
    6. رستگارى: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ )[6]; به راستى كه مؤمنان رستگار شدند; همانان كه در نمازشان فروتنند.
    در حديثى آمده است: نقش نمازهاى پنج گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است كه از مقابل خانه آنان مى گذرد، اگر كسى روزانه پنج بار در اين نهر شستوشو كند، آيا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پليدى خواهد ماند؟!.[7]
    و در حديثى ديگر امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: هنگامى كه نمازگزار به سمت قبله براى نماز مى ايستد، خداوند رحمان و رحيم به او توجه ويژه مى كند.[8]
    نماز روزانه انسان، اظهار تشكر و سپاس دائمى او از اين همه نعمت و خوبى هايى است كه خداوند به او داده است و نيز ثناگويى و تمجيد انسان از اين همه زيبايى و عظمت است كه خداوند متعال دارد. هيچ كس براى تعريف و تمجيد از يك گل زيبا كه در طبيعت روييده است به شما اعتراض نمى كند، امّا اگر زيبايى آن را نبينى، نابينايت مى شمرند و اگر ببينى و واكنش نشان ندهى و ستايش نكنى سرزنشت مى كنند كه چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!
    در مضمون بعضى احاديث آمده است كه: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفتوگو مى كند و اگر انسان لذت اين گفتوگو را بچشد، هيچ گاه از حال نماز خارج نمى شود.[9]
راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرين به گفتوگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى يافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!
[1]. طه،آيه14.
[2]. عنكبوت،آيه45.
[3]. فاطر،آيه18.
[4]. بقره،آيه45.
[5]. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج6، ص107.
[6]. مؤمنون،آيه1ـ2.
[7]. محمد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمة، ج5، ص372، حديث10259.
[8]. همان، ص376، حديث10279.
[9]. همان، حديث10280.


12345678910111213141516171819202122
 
پایگاه اطلاع رسانی صلات - ستاد اقامه نماز سازمان صدا و سیما    Email : zekr@irib.ir