::.پایگاه فرهنگی مذهبی صلات.::
 
 دوشنبه  27/9/1396   اَللّهُمَ كُنْ لِوَليّك َالْحُجَّة ابْن الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ علی آبائِه فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كلِّ ساعَة ولياً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناًحتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَ تُمَتّعهُ فِيها طَويلاً    
در آيه شريفه: (وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةِ) ; از صبر و نماز استعانت بجوييد، تفسير اين آيه را بيان كنيد.

الف) اين آيه شريف، به دو ركن اساسى اشاره نموده است و تنها راه پيشرفت و پيروزى بر مشكلات را دو چيز مى داند: استقامت كردن در برابر مشكلات و ارتباط پيدا كردن با خداوند متعال به وسيله نماز، چون «صبر» هر بلا و حادثه بزرگى را كوچك و ناچيز مى كند و «نماز» روى آوردن و پناه بردن به خداست كه باعث مى گردد روح ايمان زنده شود و به آدمى مى فهماند به جايى تكيه كرده كه انهدام پذير نيست و به ريسمانى چنگ زده كه پاره شدنى نيست. كسانى كه از اين دو ركن بهره مند هستند، مى توانند با توجه به آثار و فوايدى كه اين دور ركن در بر دارند، خود را براى عمل به آن آماده سازند، چرا كه «نماز» نوعى سپاس گزارى است كه مى توان با آن وظيفه بندگى را برابر خوبى هاى خداوند بيان كرد و به تكامل روحى رسيد واز قدرت نامتناهى خداوند يارى طلبيد; نماز مهار كننده غرايز سركش و روح طغيان در آدمى است و خلاصه آن كه نماز فرد را به مبدأ لا يزال الهى پيوند مى دهد. صبر امرى اكتسابى است و انسان مى تواند ـ اگر صبور نيست ـ آن را به دست آورد. براى اين منظور فرد مى تواند با تمرين و ممارست در برابر مشكلات و رنج ها خود را بيازمايد و صبر پيشه كند. «صبر» زمينه ايستادن و مقاومت و در مقابل گناهان و تكاليف و مصيبت ها را در نفس انسان فراهم مى كند; با انجام دادن اين دو ركن انسان به رستگارى و پيروزى قطعى مى رسد.

ب) كلمه «استعانت» به معناى طلب كمك است و مربوط به هنگامى است كه نيروى انسان به تنهايى نمى تواند حادثه اى را كه پيش آمده، طبق مصلحت خود بر طرف كند، در حالى كه اگر مى فرمود: «صبر كنيد» و «نماز بخوانيد» اين معنا را براى مخاطب نمى فهماند.
ج) «خشوع» يكى از صفات بر جسته «مؤمنان» و «متّقين» به شمار مى آيد و به معناى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر شخص بزرگ يا حقيقت مهمى در قلب انسان به وجود مى آيد و آثارش در بدن ظاهر مى شود. با وجود اين امر، نماز از حالت الفاظ و حركات بى روح و فاقد معنا و خسته كننده و سنگين خارج مى شود.[1]
 
    خشوع كنندگان، آن چنان كه قرآن بيان مى كند،[2] كسانى هستند كه قيامت را باور دارند و مى دانند كه بازگشت آنان به سوى خداست. همين قيامت باورى است كه موجب خشيت و تواضع قلبى مى شود و امكان استعانت از نماز و صبر را فراهم مى كند.
[1]. ر.ك: همان، تفسير نمونه، ج1، ص218، ج14، ص194; همان، الميزان، ج1، ص152; جعفر سبحانى، پرسش ها و پاسخ هاى مذهبى، ج3، ص41; محمد تقى مصباح يزدى، اخلاق در قرآن، ج1، ص412.
[2]. بقره،آيه45 و 46.


با توجه به آيه 45 سوره عنكبوت، نهى نماز از فحشا و منكر چگونه است؟ چرا با اين كه نماز،بازدارنده انسان از زشتى هااست، ولى بعضى انسان هاى نمازخوان به كارهاى ناشايست دست مى زنند؟

با توجه به آيه: (...و أقم الصّلوة إنّ الصّلوة تنهى عن الفحشآء و المنكر...)[1]. نماز عملى عبادى و ذكر و توجه خاصى به خداوند سبحان است و اثر طبيعى آن ايجاد روحيه اى در انسان است كه او را از فحشا و منكر باز مى دارد و نفسش را از زشتى هاى گناه پاك مى كند. طبيعت نماز،انسان را به ياد نيرومندترين عامل باز دارنده; يعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مى اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منكر است، زيرا كسى كه روزى پنج بار با بدن پاك و لباس پاك روى به درگاه خدا آورده و تكبير بگويد، خدا را از همه چيز برتر و بالاتر شمرده و به ياد نعمت هاى او افتد و حمد و سپاس او را گويد و...

    اين امور سدّ نيرومندى در برابر گناه محسوب مى شود و او را از فحشا و منكر باز مى دارد، ولى هر نمازى به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است، نهى از فحشا و منكر مى كند; گاه نهى كلى و جامع و گاهى نهى جزئى و محدود دارد.
    بى ترديد كسى كه نماز مى خواند، هر چند نمازش صورى و آلوده به گناه نيز باشد، نماز در او بى تأثير نخواهد بود، گرچه ممكن است تأثير اين گونه نماز ضعيف باشد، زيرا اگر اين گونه افراد همان نماز را هم نمى خواندند، چه بسا از اين هم آلوده تر بودند، پس نهى از فحشا و منكر مراتبى دارد و هر نمازى با توجه به ميزان رعايت شرايط آن، نماز خوان را از آن نهى مى كند.[2] وياممكن است عارضه اى از قبيل: عدم حضور قلب، عدم خلوص و نقصان شرايط بر نماز با ويژگى هاى ياد شده، اثر آن را ضعيف نمايد.
    بنابراين، هر چه توجه به خدا در نماز، افزايش يابد و خضوع و خشوع در آن كامل و اخلاص در آن بيشتر شود، اثر بازدارندگى آن نيز بيشتر و هر مقدار جنبه هاى ياد شده ضعيف شود، بازدارندگى آن نيز ضعيف خواهد شد.
    قرآن كريم در ادامه آيه ياد شده مى فرمايد: (وَلَذِكْرُ اللهِ أَكْبَرُ)[3]; ذكر خدا از آن هم بالاتر و برتر است; يعنى نماز نه تنها عامل بازدارنده از فحشا و منكر است، بلكه موجب حيات و آرامش دل و ريشه و مايه اصلى هر خير و سعادت است.
    يادآورى اين نكته لازم است كه نماز، (قطع نظر از مضمون عالى آن) با توجه به شرايط صحت نيز دعوت به پاك سازى زندگى مى كند، چرا كه مكان نمازگزار، فرشى كه بر آن نماز مى خواند، آبى كه با آن وضو مى گيرد و غسل مى كند و محلى كه در آن غسل و وضو انجام مى شود، بايد از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق ديگران پاك باشد. كسى كه آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب، كم فروشى، رشوه خوارى و كسب اموال حرام باشد، چگونه مى تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابراين، تكرار نماز در پنج نوبت، در شبانه روز، خود دعوتى به رعايت حقوق ديگران است[4].
[1]. عنكبوت،آيه45.
[2] ر.ك: همان، تفسير نمونه، ج16، ص285.
[3] عنكبوت،آيه45.
[4]. ر.ك: الميزان، ج16، ص133 - 137; تفسير نمونه، ج16، ص284 - 294; سيد على اكبر قرشى، تفسير احسن الحديث، ج8، ص147.


فوايد نماز و اعتقاد به خدا براى مؤمن چيست؟ چه اثراتى مى تواند در زندگى او داشته باشد؟

اگر مى خواهيم از حالت سستى در مسئله نماز خارج شويم، بايد به آثار نماز و عواقب سبك شمردن آن توجه نموده و درباره آن تفكر كنيم; برخى از آنها عبارتند از:

1. نماز سدّى در برابر گناهان آينده است. همانا نماز از فحشا و منكرات جلوگيرى مى كند.[1]
2. نماز به اعمال انسان ارزش مى دهد و در صورت قبولى آن، ساير اعمال هم پذيرفته مى شود. پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: در قيامت، ابتدا نماز بنده بررسى مى شود، اگر مورد قبول واقع شد، بقيه اعمال وى نيز بررسى مى شود و اگر قبول نشد بقيه اعمال رسيدگى نمى شوند.[2]
3. نماز خُرد كننده شياطين است; از اين رو شيطان همواره مى خواهد انسان را از نماز دور كند. شيطان مى خواهد شما را از ياد خدا و نماز باز دارد.[3]
4. نماز ستون دين است پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: نماز ستون دين است، هر كس نمازش را ترك كند، دينش را منهدم و خراب كرده است.[4]
5. نماز شيطان را دور مى كند پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: شيطان از بنى آدم مى ترسد، مادامى كه بر نمازهاى پنج گانه محافظت مى كند، ولى وقتى در نماز سست شد، بر او مسلّط مى شود و او را وادار به ارتكاب گناهان كبيره مى كند.[5]
6. نماز از اركان دين است امام باقر(عليه السلام) فرمود: اسلام بر پنج چيز بنا شده است: 1ـ نماز، 2ـ زكات، 3ـ حج، 4ـ روزه، 5ـ ولايت.[6]
7. نبايد نماز را سبك شمرد پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: كسى كه نمازش را سبك بشمارد، از من نيست. والله بر سر حوض كوثر بر من وارد نخواهد شد.[7]
8. شفاعت اهل بيت(عليهم السلام) در قيامت: امام صادق(عليه السلام) فرمود: شفاعت ما به كسى كه نمازش را سبك بشمارد، نمى رسد.[8]
9. نماز، مهم ترين وسيله براى ارتباط با خدا و نزديكى به او و ضامن سعادت ابدى انسان است. اگر انسان به دنبال آرامش و آسايش روح و روان در اين دنيا هم باشد، باز نماز است كه چنين نتيجه اى مى دهد، چرا كه نماز ذكر خداست: (ألا بذكر الله تطمئن القلوب)[9]; آگاه باشيد! تنها با ياد خدا دل ها آرامش مى يابد.
10. نماز، روح نظم و انضباط را در انسان تقويت مى كند.
[1]. عنكبوت،آيه45.                     
[2]. بحارالانوار، ج79، ص227.
[3]. مائده،آيه91.
[4]. همان، ص202.
[5]. همان.
[6]. همان، ص234.
[7]. همان، ص224.
[8]. همان، ص227.
[9]. رعد،آيه28.


با توجه به آيه 4 سوره اعراف شكى نيست كه خداوند از همه خلايق سؤال مى كند، ولى پرسش اين است كه در يك حديث مى خوانيم كه نخستين سؤال در قيامت از دوستى با اهل بيت است، در حديث ديگرى مى خوانيم كه نخستين پرسش، از نماز است. وجه جمع اين دو حديث چگونه است؟

همان طور كه اشاره شد در اصل سؤال هيچ جاى ترديدى نيست[1] اما در اين كه در قيامت نخست از چه چيزى سؤال مى شود، روايات متعددى داريم; امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: اوّل ما يحاسب به العبد على الصلاة فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردّت عليه ردّ عليه سائر عمله; نخستين چيزى كه آدمى بر آن محاسبه مى شود، نماز است. اگر نماز پذيرفته شد، ديگراعمال هم قبول مى شود و اگر نماز ردّ شد، ديگر اعمال هم ردّ مى شود.[2]

    در روايت ديگر مى خوانيم: اول ما يسأل العبد اذا وقف بين يدى الله تعالى عن الصلاة فان زكت صلاته زكى سائر عمله و ان لم تزك صلاته لم يزك عمله; هنگامى كه آدمى در پيشگاه خداوند تعالى قرار گيرد، نخست از نماز سؤال مى شود. اگر نمازش پاك بود، ديگر اعمالش هم پاك مى شود و اگر نمازش پاك نبود، ديگر اعمالش هم پاك نمى شود.[3]
    در حديث سومى، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد: اول ما يسأل عنه العبد حبنا اهل البيت; نخستين چيزى كه ]در قيامت[ از انسان سؤال مى شود، دوستى ما اهل بيت است.[4]
    در روايت چهارمى امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: انّ اول ما يسأل عنه العبد اذا وقف بين يدى الله عزوجل الصلوات المفروضات و عن الزكاة المفروضة و عن الصيام المفروض و عن الحج المفروض و عن ولايتنا اهل البيت; هنگامى كه انسان در پيشگاه خداوند متعال قرار مى گيرد، نخست از نمازهاى واجب، زكات واجب، روزه واجب، حج واجب و ولايت ما اهل بيت سؤال مى شود.[5]
    اين روايات با هم منافات ندارد، چون مراد از «اوّل» در اين روايات و امثال آن، اوّل اضافى و نسبى است به دو بيان:
    1.در قيامت آن گاه كه از اعمال بندگان سؤال مى شود، نخست نماز سؤال و محاسبه مى شود; از همين رو در روايت اول و دوم كلمه «عمل» ذكر شده است و هنگامى كه از اعتقادات سؤال مى شود، نخستين سؤال از محبت اهل بيت مى باشد. شيخ صدوق در بيان عقايد اماميه مى گويد: «پس از معرفت (اعتقادات) نخستين عملى كه از ميان اعمال آدمى، محاسبه مى شود، نماز است».[6]
    پس به يك معنا بنابر نظر مرحوم صدوق، سؤال از اعتقادات مقدم بر سؤال از نماز است. ضمن اين كه يكى از شرايط قبولى نماز و ديگر عبادات اعتقاد به ولايت اهل بيت است.[7] بر اين اساس نخستين چيزى كه سؤال مى شود، ولايت اهل بيت خواهد بود.
    2.اين كه زمان هردوپرسش متفاوت است،زيراباتوجه به رواياتى كه ازپيامبررسيده :مادرهفت جايگاه به شما سركشى مى كنيم، هنگام وفات، درقبر، هنگام برانگيخته شدن ازقبر، هنگامى كه پرونده عمل را اعطا مى كنند، وقت حساب رسى، وقت ميزان اعمال وهنگام عبورازصراطو درآن جا محبت ما كارساز است[8] و با توجه به اهميتى كه مسئله ولايت دارد[9]، مى توان گفت زمان پرسش از ولايت علاوه برقيامت اول بار درعالم قبر و برزخ صورت مى گيرد.
[1]. ر.ك: تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازى و ديگران ج 6، ص 86.
[2]. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص208.
[3]. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج4، ص110.
[4]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج7، ص260 و ج27، ص79.
[5]. همان، ج80، ص10; همان، وسائل الشيعه، ج4، ص123.
[6]. شيخ صدوق، امالى، ص641.
[7]. ر.ك: همان، وسائل الشيعه، ج1، ص118ـ125.
[8]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج7، ص248.
[9]. همان، اصول كافى، ج2، ص21.


«حفاظت از نماز» در كدام سوره آمده است؟

درباره حفاظت از نمازها، چهار آيه در چهار سوره آمده است كه در يك آيه، خداوند به حفاظت از نماز امر مى فرمايد و در سه آيه ديگر آن را صفتى براى مؤمنان و يا نمازگزاران ذكر مى نمايد.

 
1.      (حَـفِظُواْ عَلَى الصَّلَوَ تِ وَالصَّلَوةِ الْوُسْطَى)[1]; در انجام همه نمازها و ـ به خصوص ـ نماز وُسطى ]=نماز ظهر [كوشا باشيد. 2. (وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ ى وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ )[2]; ]يقين بدان[ آنها كه به آخرت ايمان دارند، به آن (=قرآن) ايمان مى آورند و بر
نمازهاى خويش، مراقبت مى كنند. 3.سوره مؤمنون آيه9. 4. سوره معارج آيه34
 
[1]. بقره،آيه238.
[2]. انعام،آيه92.


12345678910111213141516171819202122
 
پایگاه اطلاع رسانی صلات - ستاد اقامه نماز سازمان صدا و سیما    Email : zekr@irib.ir