::.پایگاه فرهنگی مذهبی صلات.::
 
 دوشنبه  27/9/1396   اَللّهُمَ كُنْ لِوَليّك َالْحُجَّة ابْن الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ علی آبائِه فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كلِّ ساعَة ولياً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناًحتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَ تُمَتّعهُ فِيها طَويلاً    
اگر كسى تا هنگام ازدواج نماز نخواند و پس از آن نماز خواندن را شروع كند، آيا مى تواند گذشته را با توبه جبران كند؟

توبه با يك جرقه آغاز مى شود، جرقه اى كه در آغاز تنها يك نقطه نورانى و كوچك در قلب است، امّا به تدريج تمامِ آسمانِ تيره و تاريك قلب را فرا مى گيرد. اين نقطه نورانىِ سفيد، انسان را از گذشته تاريك به آينده روشن مى برد. نسبت به گذشته تاريك و سياه، احساس تلخى، پشيمانى و ندامت مى كند و آسمانِ ابر گرفته قلب براى آينده اى روشن آماده بارش رحمت الهى مى شود. قرآن، اين كتاب نويد بخشِ رحمت، به همه مؤمنان فرمانِ توبه مى دهد. در سوره تحريم، آيه 8 مى فرمايد: (يأيّها الذين ءَامنوا توبوا إلى الله توبةً نصوحاً عَسى رَبُّكم أَن يكفّر عنكم سيّئاتكُم و يُدخِلَكُم جَنّــت تجرى مِن تحتها الأَنهـر); اى كسانى كه ايمان آورده ايد! با اخلاصِ كامل توبه كنيد، باشد كه پروردگار از گناهان شما در گذرد و به باغ هايى واردتان كند كه در آن جويبارهايى جارى است.

حقيقت توبه همان حالت ندامت و پشيمانى از معصيت و تصميم بر ترك بازگشت به گناه در آينده است.[1]همان طور كه مى دانيد، پشيمانى كار دل است، امّا اگر حقيقى و خالص باشد، آثارى را در رفتار ظاهرى انسان نيز بر جاى مى گذارد.
    روزى حضرت على(عليه السلام) مردى را ديد كه بدون توجّه به شرايط توبه فقط با زبان مى گفت: «استغفر الله». حضرت به او فرمود: مى دانى استغفار چيست؟ آن گاه شرايط استغفار را براى او توضيح داد و فرمود:
    اوّل: بايد از كارهاى ناشايست گذشته ات پشيمان باشى;
    دوم: آن كه تصميم بگيرى ديگر سراغ كارهاى زشت قبلى نروى;
    سوم: اگر حقّى از بندگان خدا برعهده توست (قرضى گرفته اى و پس نداده اى يا به زور چيزى را از مردم گرفته اى و يا...) ادا كنى;
    چهارم: اگر حقى از خدا بر عهده توست (مثلا نمازهايى از تو قضا شده و نخوانده اى) آنها را ادا كنى و... .
آن گاه پس از اين مراحل با زبان بگويى: «استغفرالله»[2]
    بعد از توضيح معنا و شرايط توبه، روشن مى شود كه جبران گذشته در مورد نمازهاى خوانده نشده، به اين است كه ما علاوه بر پشيمانى دل، نمازهاى قضا شده رابه جا بياوريم.
[1] لامه حلى، كشف المراد، ص444.
[2]. صبحى صالح، نهج البلاغه، ص549، كلمه417.


نظر قرآن كريم، درباره اشخاصى كه از همه نظر، مورد تأييد مردم مى باشند و راه راست مى روند و هيچ آزارى به ديگران نمى رسانند، ولى نماز به جا نمى آورند، چيست؟

از نظر اسلام نمى توان گفت كسى كه نماز نمى خواند در راه راست و صراط مستقيم حركت مى كند، زيرا از نظر اسلام، راه راست آن است كه انسان را به پاكى، نيكى، عدل، داد، ايمان و عمل صالح هدايت كند. از آيات قرآن كريم برمى آيد كه «صراط مستقيم»، همان آيين خداپرستى و دين حق و پاى بندى به دستورهاى خداست; يكى از مهم ترين آنها نماز است. خداوند متعال در آيات فراوانى به اين راه اشاره فرموده است: يس،61 ـ 62 / انعام، 161 / آل عمران، 101 و...

آرى، نماز يك دستور حتمى و عمومى است; حتّى اگر كسى برفرض بدون خواندن نماز، در بين مردم، درست كار و نيكوكار شناخته شود، از اين قانون مستثنا نيست و نمى توان او را از صالحان دانست.
در پايان يادآور مى شويم ترك نماز، صورت هاى مختلفى دارد كه در برخى موارد، ترك نماز موجب كفر و ارتداد است .


چرا اين همه عقوبت براى ترك نماز و بى توجهى به آن ذكر شده است؟

با توجّه به اين كه عذاب اخروى بازتاب كردار دنيوى آدمى است و از آثار وضعى عمل ما مى باشد و چون نماز آثار و بركات و فوايد بى شمار دنيوى و اخروى دارد، شخصى كه نماز نمى خواند يا آن را سبك مى شمارد، از آثار، بركات و فوائد نماز محروم مى ماند، كه بازتاب و اثر وضعى اين محروميت، عقوبت هاى فراوانى است كه براى ترك نماز و بى توجهى به آن بيان شده است.


كسى كه نماز نخواند جايگاهش در بهشت است يا جهنّم؟

در اين زمينه، تنها نگاهى گذرا به آيات قرآن مى اندازيم:

    انسان بى نماز، چگونه ادعاى پاكى مى كند؟ در حالى كه نماز ياد خداست (طه، 14) و هر كه از ياد خدا روى گرداند، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت و در قيامت نابينا محشور خواهد شد (طه، 124) و در قيامت، آن گاه كه بهشتيان از گنه كاران مى پرسند: چه چيز شما را به دوزخ فرستاد؟ مى گويند: ما از نمازگزاران نبوديم(مدثر،40ـ 43) چون اگر نماز مى خواندند، نماز آنها را به ياد خدا انداخته، از فحشا و منكر نهى مى كرد (عنكبوت، 45). پس دورى از نماز، علاوه بر اين كه خود، گناه بزرگى است، مقدمه گناهان ديگر و سختى و تنگ دستى و تاريكى دل است و به ياد خدا بودن، موجب آرامش قلب هاست (رعد، 28).[1]
[1]. ر.ك: همان، ج16، ص283 ـ 294; سيدحسين موسوى راد لاهيجى، نماز از ديدگاه قرآن و حديث.


آيا كسى كه نماز نخواند مسلمان است؟

مسلمان است، زيرا «كافر، كسى است خدا را منكر شود يا براى خدا شريك قرار دهد يا پيغمبرىِ حضرت خاتم الأنبياء محمدبن عبدالله(صلى الله عليه وآله) را قبول نداشته باشد. هم چنين اگر در يكى از اينها شك داشته باشد و نيز كسى كه ضرورى دين، يعنى چيزى را كه مثل نماز و روزه، مسلمانان جزء دين اسلام مى دانند، منكر شود كافر و نجس است، البته اگر چنان چه بداند آن چيز ضرورى دين است و انكار آن چيز به انكار خدا يا توحيد يا نبوّت برگردد، نجس است و اگر نداند، احتياطاً بايد از او اجتناب كرد... .»[1]

    پس آنچه باعث كفر و نجاست انسان مى شود، انكار نماز است، نه سهل انگارى و نخواندن نماز.
    به هر حال ترك نماز اثرهايى دارد كه به نمونه اى از آنها درآيات و روايات اشاره مى كنيم:
1. رسول اكرم مى فرمايد: كسى كه بدون عذر، نمازش را ترك كند، قطعاً اعمال خيرش حبط و بى فايده مى گردد.[2]
2. اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد: اللهم العن من ترك الصلوة متعمداً; خدايا لعنت كن كسى را كه عمداً نماز را ترك كند.[3]
3. ترك نماز، موجب ورود در آتش است: مؤمنان از مجرمان سؤال مى كنند كه چه چيز شما را به دوزخ انداخت؟! مى گويند: ما از نمازگزاران نبوديم.[4]
4. پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: كسى كه نمازش را سبك بشمارد، از من نيست; و الله بر سر حوض كوثر بر من وارد نخواهد شد.»[5] و…
[1]. توضيح المسائل مراجع، مطابق با فتاواى دوازده نفر از مراجع معظّم تقليد، ج1، ص84، مسئله 106 از رساله امام1.
[2]. ر.ك: محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج3، ص45.
[3]. همان، ص91.
[4]. مدثر، 40 ـ 43.
[5]. بحارالانوار، ج79، ص224.


12345678910111213141516171819202122
 
پایگاه اطلاع رسانی صلات - ستاد اقامه نماز سازمان صدا و سیما    Email : zekr@irib.ir