::.پایگاه فرهنگی مذهبی صلات.::
 
 دوشنبه  27/9/1396   اَللّهُمَ كُنْ لِوَليّك َالْحُجَّة ابْن الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ علی آبائِه فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كلِّ ساعَة ولياً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناًحتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَ تُمَتّعهُ فِيها طَويلاً    
چرا زنان در نماز بايد پوشش و حجاب داشته باشند؟ آيا در قرآن به اين موضوع اشاره اى شده است؟

نخست لازم به يادآورى است كه قرآن به مسئله پوشش زن در نماز اشاره اى به صراحت ندارد، لكن رواياتى كه به تفسير آياتى همچون آيات 26 و 31 سوره اعراف پرداخته اند به اين مسئله اشاره كرده اند.[1]  اما فقها به استفاده از رواياتى كه در اين زمينه وارد شده به مسئله پرداخته اند.
    درباره پوشش در نماز بايد گفت: مسئله محرم و نامحرم مربوط به انسان هاست و خداوند منزّه از آن است، ولى فلسفه پوشش انسان تنها مربوط به مسئله محرم و نامحرمى نيست، چون بر هر نمازگزارى (زن باشد يا مرد) واجب است خود را در نماز به مقدارى كه در شرع مقدس واجب شده بپوشاند; اگرچه تنها باشد و در خلوت نماز بخواند و هيچ كس او را نبيند.
    پوشش براى انسان، اعم از زن و مرد، نوعى كرامت الهى است. تنها آدميان لباس مى پوشند، امّا هيچ حيوانى لباس نمى پوشد; بنابراين پوشش نشانه اى براى شخصيت و احترام انسان محسوب مى شود;[2] افزون بر اين، در نماز علاوه بر خشوع قلبى، خشوع ظاهرى و احترام در مقابل ذات حق تعالى هم لازم است و آنچه خداوند براى بانوان در خضوع و احترام بندگى مى خواهد، مسئله رعايت حجاب هنگام نماز است. قرآن كريم مى فرمايد: (وَ نَحنُ أَقرَبُ إِلَيهِ مِن حَبلِ الورِيد);[3] و ما از شاه رگ ]او [(انسان) به او نزديك تريم.
    از اين كه خداوند، رعايت حجاب را هنگام نماز واجب كرده، مى فهميم كه حجاب، بهترين و تنها لباسِ حضور نزد پروردگار است. حجاب براى زنان مؤمن، مقدمه قرب و نزديكى به حق تعالى است و بهترين تمرين براى حفظ و رعايت آن براى بانوان در برابر نامحرم به شمار مى رود، زيرا خانمى كه پنج نوبت در شبانه روز در آن جا كه نامحرمى نيست اين گونه خود را بپوشاند، بى گمان خود را در برابر نامحرم بهتر مى پوشاند; البته مسئله لزوم رعايت حجاب براى بانوان در نماز، ممكن است حكمت هاى ديگرى هم داشته باشد كه براى ما معلوم نيست، چون فلسفه و حكمت همه احكام براى ما بيان نشده و آنچه بيان شده نيز به طور كامل به دست ما نرسيده است.[4] براى آگاهى بيشتر چند كتاب درباره حجاب معرفى مى كنيم.[5]
[1]. ر.ك: بحارالانوار، ج 80، ص 164ـ168ـ173ـ185 / ترجمه الميزان، ج 8، ص 86.
[2]. ر.ك: ترجمه الميزان، ج 8، ص 86.
[3]. ق، آيه16.
[4]. اقتباس از: محمد وحيدى، احكام بانوان، ص17; على محمدى، فلسفه حجاب، ص17.
[5]. 1. شهريار تهرانى; آيا حجاب ضرورت دارد؟، 2. محسن قرائتى و محمد محمدى اشتهاردى; پوشش زن در اسلام، 3. مهدى مهريزى; حجاب، 4. على محمدى آشنايى; حجاب در اديان الهى، 5. محمدرضا اكبرى; حجاب در عصر ما، 6. مقالات كنگره اسلام و زن; حجاب و آزادى، 7. محمد مهدى شمس الدين; حدود پوشش و نگاه در اسلام، 8. رسول جعفريان; رسائل حجابيه، 9. مرتضى مطهرى، مسئله حجاب.


درچه مواردى بايد به جاى وضو يا غسل، «تيمم» كرد؟ اگر چيزى براى تيمم كردن وجود نداشت، چه وظيفه اى داريم؟

الف) باتوجه به آيه6 سوره مائده و 43 نساء در رساله هاى عمليه چنين آمده است: «در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد: 1. پيدا نكردن آب; 2. مشقت بيش از حدّ; 3. ترس از ضرر; 4. نياز به آب براى حفظ جان; 5. نياز به آب براى تطهير; 6. نداشتن آب مباح; 7. نداشتن وقت براى وضو يا غسل.

ب) «تيمم» بر خاك، ريگ، كلوخ، سنگ گچ، سنگ آهك، سنگ مرمر سياه و ساير اقسام سنگ ها به شرط اين كه پاك باشند صحيح است و اگر خاك و ريگ و كلوخ و سنگ پيدا نشود، بايد به گرد و غبارى كه روى فرش و لباس و مانند اينهاست، تيمم نمايد و چنان چه گَرد پيدا نشود، بايد به گِل تيمم كند و اگر گل هم پيدا نشود، احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون تيمم بخواند و بنابر احتياط، بعداً قضاى آن را به جا آورد.[1]
[1]. ر.ك: همان، تفسير نمونه، ج4، ص284; توضيح المسائل مراجع، ج1، ص388، مسئله 684، 685 و 686.


در كدام آيه قرآن، به تيمم اشاره شده است؟ لطفاً در اين زمينه توضيح دهيد؟

در سوره مائده،آيه 6 به چگونگى تيمم اشاره شده است كه انسان بايد پس از نيت دست بر خاك پاك زده، صورت و دست ها را مسح كند. براى آگاهى بيشتر از نحوه تيمم به رساله هاى عمليه مراجعه كنيد.[1]
[1]. ر.ك: رساله هاى توضيح المسايل، بخش تيمم.


«غَسل» از نظر قرآن به چه معناست؟

اهل لغت، بين «غَسل» و «غُسل» فرق گذاشته اند: «غَسل» آن است كه انسان اعضاى مخصوص بدن را به نيت وضو يا غسل، با قصد قربت الهى بشويد، ولى «غُسل»، نتيجه شستوشو را گويند كه به آن «طهارت» گفته مى شود.[1]  در قرآن نيز، به دو معناى مذكور اشاره شده است.

    در مورد «غَسل» قرآن كريم مى فرمايد: (فاغسلوا)[2]; بشوييد. شستن در وضو، شستوشوى صورت، دست ها، مسح سر و دو پا به نيت وضو را گويند و شستن در غَسل، به معناى شستوشوى سر و گردن، سمت راست بدن و سپس طرف چپ بدن همراه با نيت غسل است. درباره «غُسل» قرآن كريم مى فرمايد: (وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ...)[3]; و اگر جنب بوديد، خود را پاك سازيد. كه اين طهارت، نتيجه انجام دادن غُسل است.
[1]. ر.ك: راغب اصفهانى، مفردات، ص373.
[2]. مائده، آيه6.
[3]. همان.


فلسفه وضو و غسل چيست؟

احكام شرعى دو گونه اند: 1ـ دسته اى كه برخى از حكمت هاى آنها در قرآن و روايات اسلامى بيان شده است; مانند روزه كه يكى از حكمت هاى آن را قرآن پرهيز از گناه دانسته است (بقره، آيه183).
    2ـ احكامى كه در آيات و روايات اشاره اى به فلسفه آنها نشده و يا دست كم به دست ما نرسيده است. در اين موارد ممكن است با دليل هاى عقلى يا تجربى به بخشى از آنها پى ببريم، ولى چون علم و عقل ما محدود است نمى توانيم فلسفه كامل آن را به دست آوريم. البته اين بدان معنا نيست كه انجام كار را بر دانستن حكمتش مبتنى كنيم، بلكه روحيه بندگى خداوند اقتضا مى كند تا فرمان بردار بى چون و چراى پروردگار خود باشيم و هر دستورى را ـ هر چند بدون آگاهى از حكمت آن ـ اطاعت كنيم و اين به معناى تقليد كوركورانه نيست، چرا كه فرض اين است كه پروردگار خود را به خوبى مى شناسيم و مى دانيم كه هرگز فرمانى را به زيان بنده اش صادر نمى كند، بلكه تمام احكام الهى براى رساندن او به كمال و تأمين سعادت و خوش بختى او در آخرت است و هر دستورى به ما دهد، صلاح و خير ما را در آن ديده است. هم چنان كه يك بيمار چون مى داند پزشك معالجش خير و صلاح او را مى خواهد و در پى بهبودى بيمارى اوست، داروهايى را كه برايش تجويز كرده است مصرف مى كند، بدون اين كه از حكمت آنها آگاهى داشته باشد.[1]
    درباره حكمت و فلسفه وضو و غسل نيز همه حكمت هاى آنها براى ما روشن نيست، ليكن دست كم دو فايده روشن مى توان براى آنها بيان كرد:
نخست: فايده بهداشتى; از نظر بهداشتى، شستن دست ها و صورت، آن هم پنج بار در شبانه روز، اثر قابل ملاحظه اى بر نظافت بدن دارد، ضمن اين كه تماس آب با پوست بدن در تعادل اعصاب بسيار مؤثر است.
دوّم: فايده اخلاقى و معنوى; از نظر اخلاقى و معنوى نيز چون اين عمل با قصد قربت و براى خدا انجام مى شود، اثر تربيتى دارد و به يك معنا انسان با انجام وضو از فرق سر تا قدم، در راه اطاعت خدا گام بر مى دارد.
امام رضا(عليه السلام) فرمود: فرمان به وضو، براى اين است كه بندگان هنگام ملاقات خدا پاك باشندو دستورهاى او را به كار بندند; از آلودگى ها و نجاست ها بر كنار شوند; علاوه بر اين، وضو سبب مى شود كه آثار خواب و كسالت از انسان برطرف شده و قلب براى قيام در پيشگاه خدا نور و صفا يابد.[2]
    غسل نيز فلسفه مشابهى دارد و طهارت و پاكى بدن از آلودگى ها در آن نهاده شده و مانند عبادت، سبب تقرب الهى و رشد معنويت انسان است.البته برخى مى گويند: موضع خاصى در غسل نجس شده و شستن همان موضع بايد كافى باشد، پس چرا همه بدن را بايد شست؟
درپاسخ بايد گفت:از نكاتى كه دانشمندان مى گويند و هم چنين روايتى كه از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است استفاده مى شود كه جنابت، همه بدن را تحت تأثير قرار مى دهد، نه موضع خاصى را، لذا شستن همه بدن لازم است.[3]
    اين مطالب از آيه 6 سوره مائده نيز استفاده مى شود: (مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَج وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ); خدا نمى خواهد براى شما مشكل ايجاد كند، بلكه مى خواهد شما را پاك سازد.[4] هم چنين انسان وقتى در محضر بزرگى قرار مى گيرد، خود را آراسته و نظيف مى نمايد و شرف يابى به محضر خدا به طهارت و نظافت نياز دارد كه با غسل و وضو تأمين مى شود.
[1]. محمدحسن نجفى، جواهرالكلام، ج26، ص38.
[2]. حرّعاملى، وسائل الشيعه، ج1، ص257; ناصر مكارم شيرازى، پرسش و پاسخ، ص397.
[3]. همان، وسائل الشيعه، ج1، ص466; همان، پرسش و پاسخ، ص399.
[4]. برگرفته از تفسيرنمونه، ج4، ص291.


12345678910111213141516171819202122
 
پایگاه اطلاع رسانی صلات - ستاد اقامه نماز سازمان صدا و سیما    Email : zekr@irib.ir