::.پایگاه فرهنگی مذهبی صلات.::
 
 يکشنبه  30/7/1396   اَللّهُمَ كُنْ لِوَليّك َالْحُجَّة ابْن الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ علی آبائِه فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كلِّ ساعَة ولياً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناًحتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَ تُمَتّعهُ فِيها طَويلاً    
نظر قرآن درباره انجام دادن سجده زياد چيست؟

قرآن كريم، يكى از ويژگى هاى «عباد الرحمن» (بندگان خاص خداوند) را چنين معرفى مى فرمايد: (وَ عِبَادُ الرَّحْمَـنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الاَْرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَـهِلُونَ قَالُواْ سَلَـمًا * وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَ قِيَـمًا )[1]; بندگان خاص خداوند رحمان آنها هستند، كه با آرامش و بى تكبر، بر زمين راه مى روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند، به آنها سلام مى گويند ]و با بى اعتنايى و بزرگوارى مى گذرند[  آنها كسانى هستند كه شبان گاه، براى پروردگارشان، سجده و قيام مى كنند.

    جمله «يبيتون» دليل بر اين است كه آنها شب را با سجود و قيام به صبح مى آورند، كه منظور بخش قابل ملاحظه اى از شب است و يا اگر تمام شب باشد، در بعضى از مواقع چنين است. سجده هاى فراوان و طولانى در دل شب، از ويژگى هاى بندگان خاص الهى است، كه در اين آيه به آن اشاره شده است.

    در سوره انسان، آيه 25 و 26 آمده است: (وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلاً * وَ مِنَ الَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُو وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً ); و نام پروردگارت را هر صبح و شام به ياد آور و در شبان گاه براى او سجده كن و مقدارى طولانى از شب، او را تسبيح گوى.
[1]. فرقان، آيه63 و 64.


چرا وقتى انسان، نماز مى خواند، بايد سر خود را بر مهر بگذارد؟ در صورتى كه مهر، همانند بت است؟ چرا خداوند شىء مخصوصى را براى سجده كردن خويش، قرار نداده است؟

با توجه به آيه 15 رعد، معيار در تشخيص اين كه سجده، براى خدا يا غيرخدا (مانند بت و امثال آن) است، نيت و انگيزه شخص سَجده كننده است. اين موضوع با آن چه بر آن سجده مى كنند هيچ ارتباطى ندارد; در صورتى كه اين عمل به انگيزه عبادت و كرنش در برابر خداوند، انجام شود (رعد، آيه15 و حج، آيه77) سجده براى خدا است. ممكن است شخصى بر خاك پيشانى بسايد، ولى چون نيتش غيرخدا بوده، عملش چيزى جز شرك و بت پرستى نيست.[1]
    سجده بر زمين است; يعنى بر سنگ و خاك. از آن جا كه در همه جا، خاك تميز و پاك يافت نمى شود، مقدارى خاك به صورت مهر ساخته شده است.
سنگ و خاك «مسجود عليه» است نه «مسجود له» (بر آن سجده مى شود، به آن سجده نمى شود). گاه به غلط تصور مى شود كه شيعه براى سنگ سجده مى كند! در حالى كه او، بسان همه مسلمانان، تنها براى خدا سجده كرده و به عنوان اظهار خضوع و تذلل در پيشگاه الهى، پيشانى به خاك مى سايد.[2]
در پايان لازم به يادآورى است، مهر بايد ساده ساخته شود، بنابراين كسانى كه مهرهايى را به صورت مجسمه و مانند آن مى سازند، كارشان از روى نادانى است و مستند شرعى ندارد.

[1]. ر.ك: جعفر سبحانى، الاعتصام بالكتاب و السنة، ص6ـ75; سيد محمد حسين طباطبايى، تفسير الميزان، ج11، ص320 و 324 و 332.
[2]. ر.ك: جعفر سبحانى، منشور عقايد اماميه، ص271.


چراشيعيان برخاك سجده مى كنند؟ فلسفه استفاده ازمهر چيست؟ آيا درقرآن آيه اى در اين باره وجود دارد؟

(وَ للَّهِ يَسجُدُ مَن فى السمَوَتِ وَ الأَرْضِ طوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِـلــلُهُم بِالْغُدُوِّ وَ الاَصالِ)[1]; تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند -از روى اطاعت يا اكراه- و هم چنين سايه هايشان، هر صبح و عصر براى خدا سجده مى كنند.
    همه مسلمانان اتفاق نظر دارند بر اين كه سجده بر زمين و آن چه از آن مى رويد ]به استثناى خوردنى ها و پوشيدنى ها[ جايز است، اما آن چه در آراى فقهاى مذاهب پنج گانه مورد اختلاف واقع شده، سجده بر اشياى ديگرى علاوه بر زمين و روييدنى ها است;[2] بنابراين چه شيعه و چه اهل سنت زمين را محل سجده مى دانند، لكن شيعه معتقد است كه در حال نماز بايد بر زمين يا آن چه كه از آن مى رويد (مشروط به آن كه خوردنى يا پوشيدنى نباشد) سجده كرد و سجده بر غير اين دو در حال اختيار صحيح نيست. مستند شيعه روايت هايى است كه فقها به آنها استناد كرده اند.[3]
    در ميان اهل سنت نيز روايت هاى بسيارى به چشم مى خورد كه بر وجوب سجده بر زمين دلالت دارند،[4]ولى در اين ميان روايت هايى وجود دارد كه بر جواز سجده بر غير زمين نيز دلالت دارد و شيعه آنها را بر موارد ضرورت و موارد خاصى هم چون ناتوانى، سرما، گرما و مانند آن حمل مى كنند، ولى اهل سنت آن را به نحو مطلق و در همه موارد مى دانند.[5]در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمودند: (جُعِلَتْ لى الأرض مسجداً و طهوراً); زمين براى من محل سجده و طهارت (تيمم) قرار داده شده.[6]از امام صادق(عليه السلام) نيز روايتى در اين زمينه وارد شده است.[7]
    سيره مسلمانان نيز در زمان حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) سجده بر زمين مسجد بود كه از سنگ ريزه ها مفروش شده بود. آنان هنگام گرمى هوا كه سجده بر سنگ هاى داغ مشكل بود. سنگ ريزه ها را به دست مى گرفتند تا خنك شود و به هنگام نماز بر آن سجده كنند.[8]
    اين احاديث همگى گواه آن است كه مسلمانان در ابتدا بر سنگ و خاك سجده مى كردند و آنان هرگز بر فرش و لباس و گوشه عمامه سجده نمى كردند، ولى بعدها به پيامبر ابلاغ شد كه بر حصير و بوريا نيز مى توان سجده كرد. روايت هاى متعددى از سجده پيامبر بر حصير و بوريا حكايت مى كند.[9] بر اين اساس، شيعه اماميه پيوسته بدين اصل مقيد بوده كه تنها فقط مى توان بر زمين و يا روييدنى هاى غير خوردنى و... سجده كرد; افزون براين بى ترديد وقتى مسلمانان بالاترين قسمت بدن خود يعنى پيشانى را بر پست ترين اشياى زمين قرار مى دهند، نهايت تواضع و فروتنى و عبوديت را در برابر خداوند يكتا به نمايش مى گذارند. در روايات نيز آمده است كه «سجده» بر خاك نهايت تواضع را مى رساند.[10]
    بنابراين براى ابراز نهايت عبوديت و بندگى در مرحله نخست هيچ چيز سزاوارتر از سجده بر زمين نيست و پس از آن آن چه در زمين مى رويد، اما پوشيدنى ها و خوردنى ها چون مربوط به امور دنيوى اند و در واقع معبود دنياپرستان هستند نمى توانند بيانگر عبوديت و بندگى در برابر خداوند يكتا باشند.از اين روست كه شيعه سجده را تنها بر زمين و آن چه بر آن مى رويد جايز دانسته و روييدنى ها، پوشيدنى ها و خوراكى ها را استثنا كرده است و علت اين كه مهر را براى سجده انتخاب كرده، اين است كه اولا: مهر، موضوعيت ندارد واز آن جا كه پيدا كردن زمين پاك و آماده براى سجده گاهى مشكل است، مهرى از خاك ساخته مى شود، تا هميشه در دست رس انسان باشد.
    ثانياً: تربت امام حسين(عليه السلام) از ميان آن چه سجده بر آن صحيح است، داراى خصوصيت بوده و بر اساس روايات و سيره عملى اهل بيت(عليهم السلام)بر ديگر خاك ها، سنگ، چوب و مانند آن، ترجيح داده شده است.[11111] در روايتى در استحباب سجده مى خوانيم: (لايسجد الاّ على تربة الحسين(عليه السلام)); امام صادق(عليه السلام) سجده نمى كرد مگر بر تربت امام حسين(عليه السلام).[9] آن چه گفته شد، در روايات آمده بود، در قرآن كريم آيه اى كه درباره سجده بر خاك نازل شده باشد وجود ندارد، و پاسخ اين پرسش و امثال آن بر اساس روايت هاى اسلامى و سيره عملى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و اهل بيت(عليهم السلام) به دست مى آيد.
    اگر چه كتاب هر دو فرقه (شيعه و سنى) قرآن است، ولى همان طور كه مى دانيد در قرآن غالباً به كليات مسايل پرداخته شده و تفسير قرآن و شرح جزييات احكام به عهده پيامبر(صلى الله عليه وآله) و... گذاشته است. از آن جا كه منابع و طريق حديثى اهل سنّت با ما تا حدود زيادى متفاوت است، آنان تنها از رسول خدا و صحابه روايت مى كنند، ولى شيعه از رسول خدا و امامان(عليهم السلام) حديث نقل مى كنند. لذا گاهى اختلاف هايى در جزئيات احكام و تفسير آيات پيش مى آيد كه بررسى بطلان يا صحت گفتار و روش آنها، مجال ديگرى را مى طلبد.
[1]. رعد، آيه15.
[2]. ر.ك: محمد جواد مغنيه، الفقه على المذاهب الخمسة، ص 99.
[3]. ر.ك: همان، وسايل الشيعة، ص343; محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج82، ص147.
[4]. ر.ك: هندى، كنز العمال، ج7، ص459 و سنن بيهقى، ج1، ص104 ـ 106 و... .
[5]. ر.ك: نجفى، جواهرالكلام، ج8، ص37 ـ 411.
[6]. صحيح بخارى، ج1، ص91، كتاب تيمم، حديث 2.
[7]. وسائل الشيعة، ج3، باب1، از ابواب «ما يسجد عليه»، حديث 1.
[8]. مسند احمد، ج3، ص327، حديث جابر.
[9]. مسند احمد، ج6، ص179 و... .
[10]. ر.ك: همان، وسايل الشيعة، ج5، ص344.
[11]. ر.ك: همان، وسايل الشيعة، ج3، ص6ـ7; شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ج1، باب تاء، ص121ـ122.
[12]. همان، وسائل الشيعة، ج5، ص366، ح6809.


به چه دليل خواندن قرآن در ركوع و سجود مكروه است؟

كراهت خواندن قرآن در ركوع و سجود به علت اين است كه در روايات از آن نهى شده از جمله: حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: چند نفر نبايد قرآن بخوانند، ركوع كننده و سجده كننده در نماز، كسى كه در دست شويى و حمام است، كسى كه جنب است ]و[، زنانى كه عذر شرعى دارند.[1]
[1]. ر.ك: همان، وسائل الشيعه، ج6، ص246 و شيخ صدوق، خصال، ص357.


چرا در نمازها يك ركوع و دو سجده انجام مى دهيم؟

روايات اسلامى به نكته هايى در همين زمينه اشاره كرده اند كه به نمونه اى از آنها اشاره مى كنيم:
    1. از امام صادق(عليه السلام) در پاسخ به همين پرسش، نقل شده است كه فرمودند: چون نماز عبارت است از ركوع و سجود و تفاوتى ميان اين دو نيست، لكن چون ركوع عمل شخص ايستاده و سجده عمل شخص نشسته مى باشد و نماز نشسته نصف نماز ايستاده است، از اين رو مى بايست عمل نشسته دو چندان شود تا با عمل ايستاده برابر گردد، لذا سجده تكرار مى شود تا با تعداد ركوع برابر شود.[1]
    2. هنگامى كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به معراج تشريف بردند، باديدن عظمت پروردگار، به سجده رفتند. هنگامى كه سر از سجده برداشتند بار ديگر عظمت پروردگار را ديدند و به سجده رفتند، از اين جهت دو سجده در نماز واجب شد.[2]
    3. فردى از اميرالمؤمنين على(عليه السلام) پرسيد: معناى دو سجده چيست؟ حضرت فرمودند: سجده اوّلى تأويلش اين است كه وقتى سر برخاك مى گذارى يعنى خدايا! از همين خاك مرا خلق كردى و چنان چه سربرداشتى يعنى از همين خاك مرا بيرون آورى، وقتى براى بار دوم سر بر خاك نهادى معنايش اين است كه خداوندا! مرا به همين خاك دوباره باز خواهى گرداند و چون سربرآورى يعنى از همين خاك دوباره خارج خواهى ساخت.[3] قرآن نيز به همين مطلب اشاره دارد(طه، آيه 55).
[1]. ر.ك: شيخ صدوق، علل الشرايع، ج1، ص262.
[2]. ر.ك: شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج4، ص680; عبدالله جوادى آملى، اسرار الصلاة، ص61.
[3]. ر.ك: همان، علل الشرايع، ج2، ص336.


12345678910111213141516171819202122
 
پایگاه اطلاع رسانی صلات - ستاد اقامه نماز سازمان صدا و سیما    Email : zekr@irib.ir