::.پایگاه فرهنگی مذهبی صلات.::
 
 دوشنبه  27/9/1396   اَللّهُمَ كُنْ لِوَليّك َالْحُجَّة ابْن الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ علی آبائِه فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كلِّ ساعَة ولياً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناًحتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَ تُمَتّعهُ فِيها طَويلاً    
روش بيدار شدن براى «نماز شب» و گريه كردن در آن، چيست؟

براى بيدارى از خواب، در هر وقتى كه انسان بخواهد بيدار شود (چه براى نماز شب و چه غير آن)، از امام صادق(عليه السلام) چنين نقل شده است: (ما من عبد يقرء آخر«الكهف» اِلاّ يتيقظ فى الساعة التى يريد); هيچ بنده اى نيست كه آخرين آيه سوره كهف را قرائت كند، مگر اين كه در همان وقتى كه مى خواهد بيدار شود.[1]
امّا براى گريه كردن در نماز شب، هرچند روايت خاصى در اين زمينه يافت نشده، ولى طبق حديثى، پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)بعد از نزول آيات 190ـ195 سوره آل عمران و در شب هايى كه براى نماز شب بر مى خاستند، اين آيات را تلاوت كرده و گريه مى كردند و از طرفى امامان(عليهم السلام) به خواندن اين آيات هنگام بيدار شدن براى نماز شب، سفارش فرموده اند.[2]
[1]. همان، ج3، ص316، مطبعة الحكمة.
[2]. همان، تفسير نمونه، ج3، ص213.


نام سوره يا آيه اى كه باعث شود، نيروى خواندن نماز و نماز شب به وجود آيد، چيست؟

نويسنده كتاب مفاتيح الحاجات از كتاب خواص السور نقل كرده كه اگر كسى در نماز بى رغبت باشد، اين آيات را بنويسد و با خود نگه دارد، براى او در نماز خواندن ذوق و شوق حاصل مى شود:  (و مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ * مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْق وَ مَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ * إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِين)[1]. سوره مؤمنون را نيز اگر هفت بار بخواند، در نماز خواندن رغبت مى يابد.
هم چنين نقل شده كه مداومت بر آيات 190 ـ 194 سوره آل عمران: (إنَّ فى خلق السّموت... لا تخلف الميعاد)[2]فوايدى دارد كه از جمله آنها، شب خيز شدن است.
    در پايان يادآورى مى شودكه قرآن كتاب هدايت و انسان سازى و نسخه شفابخشى است كه بزرگ ترين مرض يعنى كفر ونفاق را شفا مى بخشد و بايد آن را خواند و به دستورهايش عمل كرد.
[1]. ذاريات، 56ـ58.
[2]. محدث قمى، مفاتيح الجنان، ص 263ـ364.


براى توفيق در شب زنده دارى و خواندن «نماز شب» با رقت قلب، چه كنيم؟

1. آشنايى با فضيلت و ثواب نماز شب، از آيات قرآن و روايات اهل بيت(عليهم السلام) كه اين امر شوق انسان را براى نايل شدن به درجات موعود، زياد مى كند; نظير آيه: (وَ مِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا)[1]; و پاسى از شب را ]از خواب برخيز[ و قرآن ]و نماز[ بخوان، اين يك وظيفه اضافى براى توست، اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد. و امام على(عليه السلام) فرموده اند: اراده و تصميم، بستگى به اندازه انديشه و شناخت انسان دارد.[2]
2. پرهيز از «پرخورى» به خصوص هنگام شب، كه اين امر باعث نوشيدن آب بيشتر و در نتيجه غلبه خواب بر چشم ها مى گردد; اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايند: با وجود سه چيز، آرزومند سه مطلب مباش كه يكى از آنها چنين است: سحر خيزى و شب زنده دارى با وجود پرخورى.
3. «استراحتى كوتاه» در روز كه به آن «خواب قيلوله» مى گويند، كه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) در اين زمينه مى فرمايند: با خوردن سحرى براى روزه دارى كمك بگيريد و با خواب قيلوله براى شب زنده دارى.[3]
4. «دورى گزيدن از گناه» در طول روز كه مهم ترين امر است; به طورى كه امام على(عليه السلام) به فردى كه شكايت از بيدار نشدن، جهت نماز شب را داشت، فرمودند: (انت رجلٌ قد قيدتك ذنوبك); تو مردى هستى كه گناهانت تو را به بند كشيده است.[4]
5. «خواندن آخرين آيه سوره كهف»، كه امام صادق(عليه السلام) فرموده اند: هيچ بنده اى نيست كه آخرين آيه سوره كهف را قرائت كند، مگر اين كه در همان وقتى كه مى خواهد بيدار مى شود.
6. خواندن دعاهايى كه براى بيدار شدن و اقامه نماز شب وارد شده است.[5]
براى لذت بخش شدن مناجات با خدا و نماز شب نيز امورى را ذكر كرده اند; از جمله اين كه:
    «خوف و خشيت» قلبى از خداوند، كه با كوتاه كردن آرزوهاى دنيوى و تفكر در مراتب هولناك آخرت و دركات جهنّم و تفكر در عظمت و جلال خداوند و كوچكى خود و هم چنين يادآورى گناهان و خطاهاى خود و... حاصل مى شود.[6]
    عامل ديگر «عشق و محبت به خداوند متعال» است; طبق روايتى، خداوند به حضرت موسى(ع) فرمود: اى پسر عمران! دروغ مى گويد كسى كه گمان مى كند مرا دوست دارد، ولى هنگام شب، تا به صبح مى خوابد، آيا دوست، خواستار خلوت كردن با دوست خود نيست؟![7]
    در پايان، خوب است بدانيم، پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) طبق حديثى، بعد از نزول آيات 191 ـ 195 سوره «آل عمران» و در شب هايى كه براى نماز شب بر مى خاستند، اين آيات را تلاوت كرده، گريه مى كردند و از طرفى امامان(عليهم السلام) به خواندن اين آيات هنگام بيدار شدن براى نماز شب، سفارش فرموده اند.[8]
[1]. اسراء، آيه79.
[2]. همان، ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخى، ص3756.
[3]. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج2، ص136، ح1960.
[4]. اصول كافى، ج3، ص450، ح34.
[5]. ر.ك: همان، ج2، ص540، ح18.
[6]. ر.ك: مجلسى، بحارالانوار، ج67، ص310.
[7]. همان، بحارالانوار، ج13، ص329 / ر.ك: فيض كاشانى، محجّة البيضاء، ج2، ص395.
[8]. عبد على عروسى حويزى، تفسير نور الثقلين، ج1، ص502.


آياتى كه در فضيلت نماز شب آمده، بيان فرماييد.

1. توصيه به نماز شب براى رسيدن به مقام محمود (شفاعت): (و مِن الّيل فتهجّد به نافلة لّك عسى أن يبعثك ربّك مقاما مّحمودا)[1]; و پاسى از شب را ]ازخواب برخيزو[ قرآن ]و نماز[ بخوان! اين يك وظيفه اضافى براى توست; اميد است كه پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد!
2. نماز شب همراه با ترس و اميد: (تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربّهم خوفا و طمعا و ممّا رزقنـهم ينفقون)[2]; پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى شود ]و بپا مى خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند [و پروردگار خود را با بيم و اميد مى خوانند و از آن چه به آنان روزى داده ايم انفاق مى كنند!
3. تمجيد از كسانى كه سحرگاهان از درگاه الهى طلب آمرزش و مغفرت مى كنند: (كانو قليلا مِّن الّيل ما يهجعون * و بالأسحارهم يستغفرون)[3]; آنها كمى از شب را مى خوابيدند و در سحرگاهان استغفار مى كردند.
4. ياد نيكو از كسانى كه در طول شب در سجده و قيامند: (أمّن هو قـنت ءانآء الّيل ساجدا و قآئما يحذر الأخرة و يرجوا رحمة ربّه قل هل يستوى الّذين يعلمون و الّذين لايعلمون إنّما يتذكّر أولوا الألبـب)[4]; ]آيا چنين كسى با ارزش است [يا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام، از عذاب آخرت مى ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟! بگو:«آيا كسانى كه مى دانند با كسانى كه  نمى دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكر مى شوند.
5. نماز شب، نشان اخلاص و ادّعاى راستى در ايمان است. (إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وطـاً و أقوم قيلا)[5].
6. دعوت پيامبر(صلى الله عليه وآله) به نماز شب: (يـأيّها المزّمّل * قم الّيل إلاّ قليلا * نّصفه أو انقص منه قليلا * أوزد عليه و رتّل القرءان ترتيلا)[6]; اى جامه به خود پيچيده! شب را جز كمى، بپاخيز! نيمى از شب را، يا كمى از آن كم كن، يا بر نصف آن بيفزا و قرآن را با دقت و تأمل بخوان.
7. توصيه به ذكر نام خدا و نماز شب: (و مِن الّيل فاسجد له و سبّحه ليلا طويلا);[7] و در شبانگاه براى او سجده كن و مقدارى طولانى از شب، او را تسبيح گوى!
8. ياد نيكو از كسانى كه نماز شب به پا مى دارند و به ياد خداوند هستند، حتى از اهل كتاب: (من أهل الكتـب أمّة قآئمة يتلون ءايـت اللّه ءانآ الّيل و هم يسجدون)[8]; آنها همه يكسان نيستند; از اهل كتاب، جمعيتى هستند كه ]به حق و ايمان[ قيام مى كنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مى خوانند، در حالى كه سجده مى نمايند.
بعد از ذكر آيات قرآن درباره نماز شب، شايسته است محتواى برخى از احاديث را در فضيلت نماز شب نيز بيان كنيم. در روايات آمده است كه: نماز شب شرف مؤمن است، باعث صحت بدن و كفاره گناهان و برطرف كننده وحشت قبر مى باشد، روى را سفيد و بوى را پاكيزه و روزى را جلب مى نمايد و... .[9]
[1]. اسراء، آيه79.
[2]. سجده، آيه16.
[3]. ذاريات، آيه17ـ18.
[4]. زمر، آيه9.
[5]. مزمل، آيه6.
[6]. همان، آيه1ـ4.
[7]. انسان، آيه26.
[8]. آل عمران، آيه113.
[9]. ر.ك: شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ج5، ص159.


با توجه به آيه شريفه 55 و 205 سوره اعراف آيا جمعى خواندن دعاها با آيه هاى ياد شده منافات ندارد؟

الف) اين كه در آيه فوق فرموده كه خدا را به طور «خفيه» و در پنهانى بخوانيد، براى اين است كه از «ريا» دورتر و به اخلاص نزديك تر و توأم با تمركز فكر و حضور قلب باشد.
ممكن است منظور از «تضرع»، دعاى آشكار و منظور از «خفيه»، دعاى پنهانى باشد; پس مى توان نتيجه گرفت كه هر مقامى اقتضايى دارد: گاهى بايد آشكارا و گاهى پنهانى دعا كرد. اتفاقاً گاهى براى ترويج دين و تبليغ آن، لازم است دعا به صورت آشكارا و گروهى خوانده شود. هيچ منافاتى ندارد كه با رعايت حضور قلب و اخلاص، دعا را به صورت جمعى و آشكارا بخوانيم. معيار در خواندن «دعا» آن است كه به هنگام تضرع و زارى در پيشگاه خداوند، صدا آن قدر بلند نشود كه منافى با ادب عبوديت باشد.[1]
    ب) هرگز جمع يا مفرد آمدن لفظ، دليل بر لزوم جمعى انجام دادن عمل و يا عكس آن نيست; چنان كه در «سوره حمد»، الفاظش به صورت جمع آورده شده، ولى مى توان آن را فرادا خواند، ولى در روايات توصيه شده است كه دعا، حتى المقدور به صورت گروهى خوانده شود. هر چند در اسلام خواندن دعا به صورت جمعى سفارش شده، ولى گاهى آثارى در دعاى فردى است كه در گروهى نيست و همين طور عكس آن.[2]
[1]. ر.ك: علامه طباطبائى، الميزان، ج8، ص159.
[2]. ميزان الحكمة، ج3، باب اجتماع فى الدّعاء، ح2 ـ 5651 و براى آگاهى بيشتر ر.ك: تفسير نمونه، ج6، ص209.


12345678910111213141516171819202122
 
پایگاه اطلاع رسانی صلات - ستاد اقامه نماز سازمان صدا و سیما    Email : zekr@irib.ir