::.پایگاه فرهنگی مذهبی صلات.::
 
 پنج شنبه  5/5/1396   اَللّهُمَ كُنْ لِوَليّك َالْحُجَّة ابْن الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ علی آبائِه فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كلِّ ساعَة ولياً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناًحتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعاً وَ تُمَتّعهُ فِيها طَويلاً    
آيا پيامبر(صلى الله عليه وآله) پيش از بعثت و نزول قرآن نماز مى خواندند؟ اگر نماز مى خواندند نماز ايشان چگونه بود؟

خداوند متعال مى فرمايد: (وَ كَذَ لِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِى مَا الْكِتَـبُ وَ لاَ الاِْيمَـنُ وَ لَـكِن جَعَلْنَـهُ نُورًا نَّهْدِى بِهِ مَن نَّشَآءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِى إِلَى صِرَ ط مُّسْتَقِيم)[1]; و همين گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى كرديم. تو نمى دانستى كتاب چيست و نه ايمان ]كدام است؟[ ولى آن را نورى گردانيديم كه هر كه از بندگان خود را بخواهيم به وسيله آن راه مى نماييم و به راستى كه تو به خوبى به راه راست هدايت مى كنى.

ازآيه شريفه به دست مى آيد:1.آن چه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) دارد و مردم را به سويش مى خواند، همه از ناحيه خداوند متعال است و مراد از اين كه: تو خودت درايت و فهم حقايق كتاب را نداشتى اين است كه از معارف جزيى، عقايد و شرايع عملى كه در كتاب آمده، قبلا اطلاعى نداشتى، زيرا رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) بعد از نبوت و وحى، به آن جزئيات آگاه شد و التزام تفصيلى به تك تك معارف حقه و اعمال صالح پيدا كرد.

2. آيه مى فرمايد: تو قبل از وحى، به كتاب و معارف و شرايعى كه در آن هست علمى نداشتى و به ايمانى كه بعد از وحى دارا شدى، متصف نبودى، پس آيه با ايمان داشتن  رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و اين كه اعمالش همه صالح بوده است، منافاتى ندارد، چون در آن علم به تفاصيل و جزئيات معارفى كه در كتاب آمده نفى شده است و بديهى است كه نفى علم و التزام تفصيلى، با التزام اجمالى ايمان به خدا و خضوع در برابر حق، منافاتى ندارد.

3. آيه اشاره مى كند كه حال رسول خدا(صلى الله عليه وآله) قبل از بعثت، با بعد از بعثت، متفاوت است وگرنه پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)قبل از بعثت نيز موّحد و يگانه پرست بوده است. عدم آگاهى آن حضرت به محتواى قرآن، باعث عدم آگاهى او به خداوند نمى شود و زندگى پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) قبل از دوران بعثت، ـ كه در كتاب هاى تاريخى آمده ـ گواه زنده اين حقيقت است.

حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: از همان زمان كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از شير بازگرفته شد، خداوند بزرگ ترين فرشته رابراى تربيت او گمارد و آن فرشته شب ها و روزها اخلاق و آداب نيك را به او مى آموخت.[3]

از آيات و روايات به دست مى آيد كه برخى از احكام و عبادت ها، مانند: نماز، روزه، زكات و...، در شريعت هاى قبل از اسلام نيز وجود داشته است; چنان كه پيش از اين به نماز آنان اشاره شد. قرآن كريم از قول حضرت عيسى(عليه السلام)مى فرمايد: (وَ أَوْصَـنِى بِالصَّلَوةِ وَ الزَّكَوةِ مَا دُمْتُ حَيًّا)[4]; تا زمانى كه زنده ام خداوند مرا به نماز و زكات توصيه كرده است و نيز در سوره بقره، آيه 183، از وجوب روزه بر امت هاى گذشته سخن به ميان آمده است، ولى جزئيات و كيفيت عبادت هاى پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) قبل از بعثت نيز در تاريخ نقل نشده است.البته نماز خواندن به شكل كنونى پس از بعثت واجب شد و پيش از آن واجب نبود.

[1]. شورى،آيه52.

[2]. نهج البلاغه، خطبه 192 (خطبه قاصعه).

[3]. مريم،آيه31.

[4]. ر.ك: همان، تفسير الميزان، ج 18، ص 75 ـ 78; همان، تفسير نمونه، ج 20، ص 504 و 509; جعفر سبحانى، فروغ ابديت، ص 209 ـ 210; شرح نهج البلاغه، شيخ محمّد عبده، ج 1 ـ 4، ص 442.


آيا فرشتگان هم نماز مى خوانند؟

در اين كه فرشتگان خداوند متعال را تسبيح و تقديس مى كنند جاى هيچ ترديد نيست; برخى آياتى كه به تسبيح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است:

1. (وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـئِكَةِ... وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ...)[1]; ]به خاطر بياور [هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: ...ما تسبيح و حمد تو را به جا مى آوريم و تو را تقديس مى كنيم.

2. (لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلاَ يَسْتَحْسِرُونَ * يُسَبِّحُونَ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ لاَ يَفْتُرُونَ);[2] ]فرشتگان[ هيچ گاه از عبادتش استكبار نمىورزند و هرگز خسته نمى شوند ]تمام [شب و روز را تسبيح مى گويند و سست نمى گردند.

3. (وَالْمَلَـئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و...)[3]; فرشتگان، پيوسته تسبيح و حمد پروردگارشان را به جا مى آورند.

از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده است كه «تسبيح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست.

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) به ابوذر فرمود: اى ابوذر، هر گاه بنده اى در بيابانى تنها باشد و وضو بسازد يا تيمم كند، سپس اذان و اقامه بگويد و نماز بخواند، خدا فرشتگان را امر مى كند كه پشت سر او صفى تشكيل دهند كه دو طرف آن ديده نشود و به نماز او اقتدا نمايند و به دعاى او آمين گويند.[4]

[1]. بقره،آيه30.

[2]. انبياء،آيه19ـ20.

[3]. شورى،آيه5.

[4]. ر.ك:شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 5، باب استحباب الاذان و الاقامة لكلّ صلاة فريضة، ص 381; نصراللهى زاده، سيماى ملائكه در قرآن كريم، پايان نامه، ص 169.


امّت هاى پيشين در نماز خود به جاى«اشهد انّ محمداًعبده و رسوله» چه مى گفتند؟

 بنابر آن چه گذشت كيفيت نماز در اديان پيشين روشن نيست; از اين رو اولا: معلوم نيست كه نماز در شرايع پيشين داراى تشهد بوده تا گفته شود در تشهد به جاى «اشهد انّ محمداً عبده و رسوله» چه مى گفته اند، ثانياً: در بسيارى از احاديث به شيوه هاى مختلف آمده است كه پيامبران الهى به پيامبر خاتم و آخرين پيامبر الهى معتقد بوده و به او و اهل بيت او محبت داشتند و خداوند را به واسطه نام آنان و توسل به آنها مى خواندند. در روايتى آمده حضرت آدم(عليه السلام) به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت او متوسل شد تا ترك اولاى او بخشيده شد و در حديثى ديگرآمده: بر پيشانى كشتى حضرت نوح(عليه السلام) نام پنج تن اهل بيت نوشته شده بود[1].

[1]. علامه طباطبايى، الميزان، ج 20، ص 97.


نماز از چه زمانى به وجود آمد؟ آيااز اول خلقت برانسان واجب بوده يا تنها مسلمانان مأمور به آن بوده اند، اگر وجود داشته كيفيت وكميت آن چگونه بوده است؟

يكى از چيزهايى كه همه پيامبران الهى به آن دعوت مى كردند «پرستش خداوند» است. قرآن كريم از زبان پيامبران نقل مى كند كه به امّت هايشان مى گفتند: (اعبدوا الله); خدا را پرستش كنيد (مائده، آيه72 و 117; اعراف، آيه59 و 65 و 73 و 85; هود، آيه50 و 61 و 84 و...). اصل عبادت و پرستش خداوند در همه شريعت هاى الهى وجود داشته، ولى شكل و كيفيت آن متفاوت بود.

از قرآن كريم استفاده مى شود كه نماز در امّت هاى پيشين هم بوده است; همه پيامبران از حضرت آدم تا حضرت خاتم نماز مى خواندند،اما از چگونگى آن اطلاع دقيقى در دست نيست. خداوند متعال خطاب به حضرت موسى(عليه السلام)مى فرمايد: (إنّنى أنا اللَّه لآ إلـهَ إلاّ أنا فاعبدنى و أقم الصّلوة لذكرى)[1]; من «الله» هستم، معبودى جز من نيست; مرا بپرست و نماز را براى ياد من بر پادار.
هم چنين قرآن كريم به نقل از حضرت عيسى(عليه السلام) مى فرمايد: (و جعلنِى مبارَكًا أينَ ما كُنتُ و أوصَنى بالصّلوة و الزَّكوة مادُمتُ حيًّا)[2]; و مرا وجودى پر بركت قرار داده، در هر كجا باشم و ]خداوند[ مرا به نماز و زكات توصيه كرده مادامى كه زنده ام.
از اين آيات شريف روشن مى شود كه نماز در مكتب دو پيامبر بزرگ الهى ـ موسى و عيسى(عليهما السلام) ـ وجود داشته همان گونه كه در مكتب ديگر پيامبران بوده است، چنان كه درباره حضرت شعيب(عليه السلام) آمده است: (قالوا يـشعيب أصلوتكَ تأمرك أن نَّترك ما يعبد ءابآؤنآ)[3]; گفتند: اى شعيب! آيا نمازت به تو دستور مى دهد كه آنچه را پدرانمان مى پرستيدند، ترك كنيم... . و نيز از زبان حضرت اسماعيل، مى فرمايد: (وَ كَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَوةِ وَ الزَّكَوةِ وَ كَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا)[4]; او همواره خانواده خود را به نماز و زكات دعوت مى كرد و همواره مورد رضايت پروردگارش بود.
بنابراين هيچ شريعت و دينى، از نماز جدا نبوده، گرچه صورت ظاهرى آن، تفاوت داشته است. زرتشتيان، پنج نماز دارند كه در هنگام طلوع آفتاب و ظهر و عصر و اوّل شب و هنگام خواب، بپا مى دارند.[5] يهوديان در ساعت سوم و ششم و نهم روز و اوّل و آخر شب و هنگام تناول غذا، دعاهايى دارند[6].مسيحيان، روز يك شنبه و برخى روز شنبه در كليسا جلسه دعاى دسته جمعى تشكيل مى دهند.
اما بايد توجه داشت كه آنچه امروزه، پيروان حضرت موسى(عليه السلام)(يهوديان) و پيروان حضرت عيسى(عليه السلام)(مسيحيان) به عنوان نيايش در كليسا و كنيسه به جاى مى آورند، با مناسكى كه به وسيله اين پيامبران الهى آورده شده بود، بسيار متفاوت است، زيرا آيين و كتاب هاى آسمانى اين دو پيامبر الهى دچار تحريف و دست خوش انحرافات پيروان آنها شده است.[7] در واقع نماز فعلى يهوديان و مسيحيان به دعا، نزديك تر است تا به مجموعه اى از اعمال.
 از اين رو كيفيت و كميت نماز در شريعت اسلام با شرايع پيشين متفاوت است، لكن در بيشتر آن آيين ها، سجده جزئى از اين عبادت محسوب مى شود.
علاوه بر تشريع نماز در اديان الهى، بت پرستان نيز در برابر بت هايشان، وِردهايى مى خوانده اند.[7] اعراب جاهلى هم در مقابل كعبه مى ايستادند و باكف زدن و صوت كشيدن اظهار عبادت مى كردند: (وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَآءً وَتَصْدِيَةً)[48]و[49] و نماز و دعاى آنان نزد آن خانه جز سوت كشيدن و كف زدن نيست.
[1]. طه،آيه14.
[2]. مريم،آيه31.
[3]. هود،آيه87.
[4]. مريم،آيه55.
[5]. محمدخزائلى، همان، ص40.
[6]. ر.ك: محمدخزائلى، همان، ص40.
[7]. ر.ك: آيت الله مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 14، ص 163 و 164.


منظور از «به پا داشتن نماز» در قرآن كريم چيست؟

قرآن كريم، درباره «اقامه نماز» بسيار تأكيد كرده است; تا آن جا كه 46 بار، نماز را با واژه «اقامه» در تعبيرهاى گوناگون، تكرار كرده است.

عبارت: (أقيموا الصلوة) نماز را به پا داريد; بارها در قرآن بيان شده است; مانند:(وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاَةِ...)[01]; انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز را به آن ها وحى كرديم; چنان كه ملاحظه مى شود، كارهاى نيك با تعبير «فعل» (انجام دادن) ذكر شده، ولى در ميان كارهاى نيكو، نماز با تعبير «اقامه» (برپايى)
مطرح شده است.
براى اقامه نماز چند تفسير ارائه كرده اند:
1. منظور از «اقامه» اين است كه تنها خودتان نمازخوان نباشيد; بلكه چنان كنيد كه آيين نماز در جامعه انسانى برپا شود و مردم با عشق و علاقه، به آن روى آورند.
2. به گفته بعضى مفسران، تعبير «اقامه نماز» به جاى «خواندن» يا «به جاآوردن نماز»، بيان گر اين نكته است كه نماز شما تنهايك سرى از وردها اذكار و حركات نيست، بلكه بايد آن را به طور كامل بپا داريد; آن گونه كه آثار نماز در چهره و زندگى شما ديده شود; تنها لقلقه زبان و راست و خم شدن نباشد، بلكه روح نماز ـ كه همان تسليم مطلق در برابر خدا در همه امور است ـ در زندگى شما جلوه كند و حضور دل و توجّه قلبى به خدا ـ كه روح نماز است ـ در نماز حاصل شود.[02]
3. اقامه نماز آن است كه با حدود و فرائضش انجام شود.
4. برخى «اقامه» را به معناى ادامه دادن مى دانند; يعنى كسى نماز را به درستى بر پا مى دارد كه هميشه آن را ادامه دهد نه گه گاهى نماز بخواند: (فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ)[03]; پس واى بر نمازگزارانى كه در نماز خود سهل انگارى مى كنند.
با مرورى به آيه هاى قرآن مى توان همه اين معانى را در اقامه منظور كرد، زيرا اقامه نماز ـ كه بدان مأموريم ـ مى تواند معناى جامعى داشته باشد و همه اين معانى را فراگيرد و آن اين كه نماز كامل، پيوسته و با خشوع و اثر گذار در جامعه باشد. (الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَآئِمُونَ)[05]; (الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ)[04] از لوازم متقى بودن و برپا كردن نماز اين است كه نمازگزاران علاوه بر خواندن نماز، براى برپا داشتن آن در جامعه نيز تلاش كند.[06]
[01]. انبياء،آيه73.
[02]. ر.ك:آية الله مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 1، ص 209، دارالكتب الاسلامية; محمد محمّدى اشتهاردى، نماز از ديدگاه قرآن و عترت.
[03]. ماعون،آيه5ـ6.
[04]. معارج،آيه23.
[05]. مؤمنون، آيه2; ر.ك: على اكبر قرشى، قاموس قرآن، واژه قيام.
[06]. على اكبر هاشمى رفسنجانى و ديگران، تفسير راهنما، ج 1، ص 107.


12345678910111213141516171819202122
 
پایگاه اطلاع رسانی صلات - ستاد اقامه نماز سازمان صدا و سیما    Email : zekr@irib.ir